امروز: دوشنبه مورخ ۴ تیر ۱۳۹۷     03:26
اخبار پایگاهضرورت سرمایه گذاری خارجی در ایران درک نشده است

  ضرورت سرمایه گذاری خارجی در ایران درک نشده است

  فضای کسب و کار در ایران، به ویژه پس از بهمن 75، فراز و نشیب های مختلفی را بر اساس سیاست های داخلی و خارجی دوره های مختلف شاهد بوده است. مساله سرمایه گذاری به ویژه سرمایه گذاری خارجی نیاز به طبع فضای کسب و کار کشور در موقعیت های مختلفی قرار گرفته است؛ به طوری که می توان دراین خصوص رفتارهای متفاوتی را در اقتصاد ایران مشاهده کرد، از جمله آمارهای مختلف اعلام شده از طرف مسئولان دولتی و سایر نادها در مقاطع زمانی و سیاسی مختلف! این در حالی است که جاذبه ها و موقعیت های خاص سرمایه گذاری در بازار ایران وجود دارد که فرصت های زیادی را پدید آورده است؛ هر چند که نوعی سردرگمی در صاحبان سرمایه با وجود امکانات و قوانین قابل ملاحظه برای سرمایه گذاری دیده می شود! عصر مدیریت مضوع سرمایه گذاری خارجی (اعم از افراد غیر ایرانی و ایرانیان خارج از کشور) را به عنوان موضوعی محوری در اقتصاد ایران – به ویژه اهداف ترسیم شده در سند چشم انداز – دردستورکار خود قرارداده است بخش اول این پروند ه را در قالب میزگردی با حضور آقایان مرتضی حیدری تحلیل گر مسائل روز و فرشاد روحانی در این شماره ملاحظه می فرمایید. لازم به ذکر است فرشاد روحانی رانکوهی، دارای لیسانس برنامه ریزی شهری و کشوری از دانشگاه آکسفورد و مدیریت اجرایی از دانشگاه کرانفیلد بیزنس است که در سال 1988 توانسته جایزه کارآفرینی انگلیس را از آن خود کند. از جمله سوابق کاری وی اشتغال در شرکت سرمایه گذاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع است و علاوه بر این طرح و مجری بورس فرصت های سرمایه گذاری الکترونیکی ایران متعلق به سازمان توسعه تجارت ایران ( WWW.tpo.ir ) است.

  عصر مدیریت: با توجه به جذابیت های ایران و اینکه می تواند بهشت سرمایه گذاران باشد، مهم ترین مشکلات کشور در جذب سرمایه های خارجی را چه می دانید؟

  مرتضی حیدری: به نظر من نکته اساسی در سرمایه گذاری خارجی، این است که اصولاً دولت جمهوری اسلامی خارجی، این است که اصولاً دولت جمهوری اسلامی ایران چقدر به جو سرمایه گذاری خارجی علاقه مند است و اصولاً نگاهش نسبت به این موضوع چه نوع نگاهی است. من مساله تصویب لایحه سرمایه گذاری خارجی در ایران را در سال 82-81 و نگرانی هایی را که در این باره در بین بخش های مختلف حاکمیت وجود داشت به خاطر دارم. قانون سرمایه گذاری خارجی که در فضای مجلس ششم تصویب شد، مخالفت جدی زیادی داشت. مدت های زیادی به توصیه ی نهادهای امنیتی و شورای نگهبان، کار متوقف شد. در آن زمان آقای مظاهری وزیر اقتصاد بود و ماموریت داشت در بین اعضای شورای نگهبان و مراجع دیگر، موضوع را پیگیری و سوء تفاهم ها را روشن کند. بالاخره بخش های از این قانون تصویب شد و بخش هایی از این قانون تصویب شد و بخش های دیگری از آن هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید. البته به اعتقاد من با توجه به بافت سیاسی، اجتماعی و موقعیت ایران، این نگرانی ها بی مورد نبود. یکی از نگرانی های دوستان این بود که مثلاً ممکن است سرمایه ای به ایران وارد شود و این سرمایه در خدمت یک سری اهداف ضرحاکمیتی باشد. موافقان طرح سرمایه گذاری خارجی هم معتقد بودند که کشور و نظام از چنان قوت و استحکامی برخوردار است که با حضور تعدادی سرمایه گذار خارجی در کشور اتفاقی نمی افتد اما به هر حال نگرانی هایی از بابت اتفاقی که برای بورس آسیا افتاده و اقتصاد کشورهای آسیای جنوب شرقی را برای چند سال با بحران روبه رو کرد، مطرح بود.

  نکته ای که معمولاً در بخش سرمایه گذاری خارجی در کشور ما گمشده، این است که بیشتر افراد، سرمایه گذاری خارجی را فقط در دلار می بیند، اما این که به همراه سرمایه گذاری خارجی مدیریت و فن آوری نیز به کشور می آید و به وسیله آن می توان به بازارهای جهانی دست پیدا کرد و موجبات رشد شاخص های توسعه فراهم می شود، مد نظر قرار می گیرد.

  وقتی سرمایه گذاری خارجی به کشور می آید، به دنبال خود رشد در بخش های دیگر، نظیر بانک و بیمه را هم با خود می آورد و به نظر من آوردن پول به داخل کشور بخش کم اهمیت ماجراست. به عنوان نمونه اگر حوزه نفت و گاز را جدا کنیم، مهمترین سرمایه گذاری خارجی که بعد از انقلاب در ایران اتفاق افتاده پروژه ایرانسل است که با 100 میلیون دلار سرمایه گذاری آفریقای جنوبی شروع شد که البته این عدد، رقم قابل ملاحظه ای نیست. اما ببینید چه تحولی را در صنعت مخابرات ما به وجود آورده است! قبل از ورود ایرانسل برای دریافت یک خط موبایل باید شما 500 هزار تومان به حساب می ریختید و چند سال در نوبت می ماندید و کسی هم جوابگوی تماس های نا موفق شما نبود. همچنین برای برقراری سرویس SMS باید التماس می کردید و مشکلات بسیار دیگری داشتید. اما با آمدن ایرانسل هم از قیمت موبایل دولتی کاسته و هم سرویس های مختلف برقرار شد. در واقع مقاومت هایی که در مقابل سرمایه گذاری خارجی در سطوح مختلف می شود، انگیزه های متفاوتی دارد. یک سری نگرانی های امنیتی – سیاسی وجود دارد که باید برای آنها موضوع را به گونه دیگری مطرح کرد. همچنین افرادی هستند که بازار انحصاری ایران، حیات خلوت آنها بوده و چون خودشان در مراکز اقتصادی هستند و به منابع اقتصادی دسترسی دارند، به مقامات بلند پایه اطلاعات غلط می دهند و نگرانی های خودشان را به عنوان نگرانی های ملی مطرح می کنند!

  به نظر من درست است که سرمایه گذاری خارجی در ایران به یک سوی مقررات و قوانین و بستر سازی نیاز دارد و این میزان قانون و بستر های فرم افزاری که ما داریم اصلاً قابل قبول نیست ولی تا زمانی که ارادهی اجرای قرارداد را نداشته باشیم، اتفاقی نمی افتد. ما هنوز به سرمایه گذاری خارجی برای توسعه اقتصاد و تبعات آن که ایجاد اشتغال، ارزش افزوده و رشد ثروت ملی است نگاه نگرده ایم.

  فرشاد روحانی رانکوهی: من پس از 15سال، کارخانه مواد غذایی، فروشگاه ها و رستوران هایی را که داشتیم فروختم و به ایران برگشتم. از وقتی که به ایران آمده ام با این مشکلات روبه رو بوده ام و متوجه شدم که 66 درصد کل اقتصاد کشور دولتی است و در سمایه گذاری مشکلات اساسی داریم. ابتدا برای من مهم بود که آیا جمهوری اسلامی ایران به سرمایه گذاری خارجی چندین زنجیره است و قوانین، بانک ها و اعتماد ساز یهنرهایی هستند که با فرهنگ سازی اعمال و اجرا می شود. چندین نکته در این زنجیره وجود دارد که ما در آنها ضعف داریم. اصولاً خود سرمایه گذاری مثل هر کاری هدفمندی میخواهد. متاسفانه در وضعیت داخلی کشور بین سازمان ها و وزارتخانه ها هماهنگی وجود ندارد و هر سازمانی در حیطه خود فعالیت هایی می کند. تک تک اجزای این زنجیره، مشکلات خاص خودشان را دارند. هر کدام از این قسمتها، قوانینی ساخته اند که نهاد تشخیص مصلحت نظام آنها تایید کرده است. البته در تمام بخش های این زنجیره پیشرفت هایی هم داشته ایم. همین که افرادی از خارج می آیند نکته مثبتی است. همچنین در قسمتی که خود بازار سرمایه هدف بوده است. ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج کشور افراد ثروتمندی هستند و این مساله کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ما یکی از پولدارترین ملیت های جهان هستیم اما آن را نمی بینیم! بنگاه های کوچک و متوسط در کشور، توان تولید بیشترین ثروت را دارند. طبق آمار حدود 90 درصد ثروت کشورها از SME هاست اما جذب صنعت های بزرگ نفتی و پتروشیمی شده ایم، شاید به این دلیل که تاریخچه صنعت ما بر اساس نفت نوشته شده است! به هر حال جای امیدواری وجود دارد چرا که توجه به صنایع کوچک تا 10 سال پیش وجود نداشت اما الان، این تفکر شکل گرفته است. ناگفته نماند که بادهی پتروشیمی و نفت بسیار زیاد است و شکی نیست که اگر یک دلار در صنعت نفت سرمایه گذاری کنیم، بازدهی اش به مراتب سریع تر از بازدهی در قسمت های دیگر صنعت است و به همین دلیل در مقایسه با صنعت است و به همین دلیل در مقایسه با صنعت نفت، گاز و پتروشیمی انگیزه ای برای اقتصاد دولتی وجود ندارد تا با همان سرعت، قوت و ارداده سیاسی در صنایع کوچک وارد شود. همین اراده اگر در قسمت SMS بود بازتاب بیشتری داشت. اما این دلیل نمی شود تا کاری نکنیم.

  حیدری: بر اساس اعلام دولت، سه تا پنچ میلیون نفر ایرانی در خارج از کشور وجود دارد که سرمایه ای بالغ بر هزار و 300 میلیارد دلار را در اختیار دارند. اما به نظر من مساله قابل توجه این است که پیش از این که این دسته از افراد ایرانی باشند، تاجرند و قانون تجارت می گوید جای سرمایه گذاری کن که سود بیشتری عاید تو کند. در نتیجه تنها انگیزه های تجاری می تواند موجبات جذب سرمایه خارجی را فراهم کند و نه انگیزه های فرهنگی یا عاطفی! ولی مشکل اینجاست که من همچنان احساس می کنم این موضوع به عنوان یک دغدغه و اولویت اساسی بین مسولان درک نشده است. شاید علت این است که ما همچنان در لذت در آمدهای نفتی غوطه وریم! به خصوص الان که قیمت نفت هم زیاد شده است. اما این آدرس غلط است. برای روشن تر شدن موضوع، مثالی می زنم: شما به عنوان یک تاجر مثلاً در حسابتان 20 میلیاد تومان پول نقد دارید ولی از دومیلیون دلار وام بانکی توسعه صادرات نمی گذرید. نه این که ولعی برای وام گرفتن داشته باشید، اما چیدن مدل مالی برای یک بنگاه اقتصادی، یک فن و تکنیک است. خیلی وقت ها لازم است که شما وامی را دریافت کنید. هرچند که چند برابر آن وام در حساب شرکتتان پول داشته باشید، ولی برای این که ترکیب مناسبی از منابع مالی در اختیار داشته باشید، آن وام را دریافت می کنید، ممکن است این مود برای یک آدم معمولی زیاده خواهی و سودجویی به نظر برسد، والی واقعیت این مورد برای یک آدم معمولی زیاده خواهی و سودجویی به نظر برسد، ولی واقعیت این طور نیست و داشتن تنوعی از منابع مالی در سبد یک بنگاه اقتصادی یک تکنیک و ضرورت است. به نظر من نفت باعث شده که ما به سرمایه گذاری خارجی زیاد فکر نکنیم . الان هم ما به سرمایه گذاری خارجی بیشتر از بعد تبلیغات بین المللی که نشان دهیم کشور ما برای سرمایه گذاری کشور امنی است، نگاه می کنیم تا واقعاً ضرورت آن را درک کرده باشیم! در حلای که بدین وسیله می توان مشاغل زیادی در کشور ایجاد کرد. شما در گزارش مقامات دولتی اثری از سرمایه گذاری خارجی و فرصت های شغلی آن نمی بینید و تنها به وام های زودبازده اشاره می شود که سرنوشتشان نا معلوم است.

  عصر مدیریت: ظاهراً هم اکنون، چنین صورت مسئله ای در مملکت ما وجود ندارد. یعنی سرمایه گذاری خارجی به عنوان یک دغرغه روی میز مسئولان نیست!

  رانکوهی: هر چیزی از نیاز مبرم به وجود می آید. چنان نفت و گاز ما بسیار کمتر از چیزی بود که داریم، مطمئن باشید همه امکانات کشور برای جذب سرمایه گذاری خارجی، بسیج می شدند. چون این نیاز، فعلاً احساس نمی شود دنبال آن هم نیستیم البته برخی از کشورها که درآمد نفتی زیادی هم دارند مثل دبی و فنلاند، کارهای دیگری هم انجام می دهند. داشتن نفت، دلیلی برای این نیست که ما فعالیت های دیگر را متوقف کنیم.

  عصر مدیریت: با تمام این مشکلات و سنگ اندازی ها چه باید کرد؟ این که منتظر باشیم مسائلمان در حوزه سرمایه گذاری به وسیله دولت حل شود، ما را قافله عقب نمی اندازد؟ هر چند که آثار معادلات سیاست داخلی و خارجی را به نوع و روند سرمایه گذاری خارجی نمی توان از نظر دور داشت.

  رانکوهی: وارد شدن به چنین فضایی در ایران مشکلاتی هم دارد اما باید به درون مشکلات حمله کرد و راه حل ارائه داد. در این کشور باید ذکر کرد که چه کاری را موی توان بدون اصطکاک و حداقل برخورد انجام داد. ما باید به صاحبان پروژه حق انتخاب بدهیم که بین چند سرمایه گذار، حق انتخاب داشته باشند و مطمئناً اگر پروژه جذب باشد این اتفاق می افتد. ناگفته نماند که اینجا هم شرکت های سرمایه گذاری وجود ندارند اما مشغول برج شازی اند و سرمایه گذاری واقعی اتفاق نمی افتد. مشکل دیگر سرمایه گذاری این است که ما آمار نداریم و حتی وزارتخانه های مرتبط با امور سرمایه گداری نیز آمار دقیقی از امکانات و فعالیتهای اقتصادی ندارند! در حالی که وجود بانک اطلاعات در کشور به شدت احساس می شود چون وقتی اطلاعات در کشور به شت احساس می شود چون وقتی اطلاعات وجود نداشته باشد، هدفگذاری هم بی معنی می شود.

  با برنامه ریزی هدفمند می توان ایرانیان خارج نشین را جذب کرد و به این وسیله، انتقال فن آوری را هم به سادگی محقق کرد. در قسمت مخابرات که ایرانسل را مثال زدیم، من شرکت های فراملیتی را می شناسم که در دنیا شغبه دارند و رئیس و سهام دارانشان ایرانی اند و حاضرند فن آوری را وارد کشورشان کنند. اما اطلاع ندارم که آیا دولت، قدر آنها را می داند یا نه؟ این افراد در تمام بخش های صنعتی حضور دارند و به عنوان نمونه می توان به علاقه مندی آنان به سرمایه گذاری در بخش هواپیمایی اشاره کرد.

  حیدری: در نشستی که با ماهاتیر محمد داشتم، رمز موفقیت آنها را در توسعه مالزی پرسیدم. او می گفت که من به صورت بی حد و حصری از بخش خصوصی مالزی حمایت کردم. حتی در مواردی که مشکلی ایجاد شد و حق با طرف دولتی بود، من حق را به سرمایه گذار بخش خصوصی می دادم و برای این که 10 میلیون دلار معامله یک شرکت مالزیایی با یک کشور دیگر شکل بگیرد، از اعتبار سیاسی خود خرج می کردم و با همتای خود در آن کشور یا حتی در مواردی که به مدیر عامل شرکت طرف تجاری خارجی تماس می گرفتم! وی ادامه داد: ما به این رسیدیم که چنانچه بخواهیم به میزانی از رشد اقتصادی در سال برسیم، مستلزم این است که انباشت سرمایه گذاری تولیدی اتفاق بیفتد تا به تبع آن ....

 

 

rss
to_top